رایان و مامان و عروسی
درودی به گرمی تابستان به همه ی عزیزانم... اللخصوص به رایان جیگر خودم که این چند وقت حسابی همراهمیمون کرد ... شرمنده به خاطر دیر آپ کردن ... خوب رایان جیگر از کجا شروع کنم برات از این یکی دو هفته که خدا رو شکر همش به شادی و مهمونی و عروسی گذشت ... گوش کن تا برات تعریف کنم: چند وقت پیش خاله زهره خاله بابایی اومده بودن و ما هم همراه مامان پروانه اینا میرفتیم مهمونی هایی که به خاطر اومدنشون بود هم به ما خیلی خوش گذشت هم به تو خونه ی مامان ایران که کلی کیف کردی از بس تو حیاط چهاردست و پا رفتی و پله ها رو بالا پایین کردی ... این عکسو وقتی رفته بودی پشت بخاری شکار کردم تازه وقتی میخواستم بگیرمت شلنگ گاز رو میگرفتی که نتونم بیارمت بیرون: ...
نویسنده :
مامان سپیده
14:58










